الشيخ الجواهري

27

مجمع الرسائل ( فارسي )

به بيان روشن‌تر مى توان گفت همانگونه كه اعلميت شرط است ، بدون شك و ترديد اعقليت هم شرط است ، خصوصا زمانى كه مرجعيت تنها منحصر به فتوى نباشد و زمامدارى شئون اسلام و مسلمين را هم شامل شود همانگونه كه در روايات به اين امر تصريح شده است كه براى نمونه و تبرك دو روايت بيان مى گردد : روايت اول حديث معروف و مشهور حضرت باب الحوائج موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) خطاب به هشام مى باشد كه در اصول كافى بيان شده است " يا هشام ما بعث الله أنبيائه ورسله إلى عباده إلا ليعقلوا عن الله ، فأحسنهم إستجابة أحسنهم معرفة وأعلمهم بأمر الله أحسنهم عقلا وأكملهم عقلا أرفعهم درجة في الدينا و الآخرة " ( 1 ) . روايت دوم نيز در كتاب شريف كافى است و از پيغمبر اكرم ( ص ) بدين صورت روايت شده است : " قال رسول الله : ما قسم الله للعباد شيئا أفضل من العقل ، فنوم العاقل أفضل من سهر الجاهل ولا بعث الله نبيا ولا رسولا حتى يستكمل العقل ويكون عقله أفضل من جميع عقول أمته " ( 2 ) . دلالت دو روايت شريفه فوق بر مطلب مورد بحث واضح است خصوصا با لزوم نسبت و شباهت هر چه بيشتر و بهتر نمايندگان انبياء و ائمه ( عليهم السلام ) با خود آنان و با توجه به نسبت بين عقل و علم ، اين امر واضح تر مى گردد . حال اگر يكى از اعلم بود و يكى اعقل ، در رجوع به آن دو نفر ، بايستى وجه امتياز هر يك را مد نظر داشت و به هر يك در جهتى كه اولى است رجوع نمايند و يا آن دو نفر با مشورت يكديگر عمل نمايند همانگونه كه ابن سينا در شفاء بيان كرده اگر چه در مثالى كه مى زند راه تاريكى و ظلمات را

--> ( 1 ) بحار الانوار ، ج 1 ، ص 92 ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 12 . ( 2 ) تحف العقول : ص 288 ، چاپ نجف .